مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
862
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1184 ] فصل [ نهم ] : اندر حرقت و سوزش بول « 1 » اين ، بر چهار نوع است : يكى ، آنكه به سبب جرب گرده يا مثانه يا به سبب لذع مدّه كه از قرحهء گرده يا مثانه آيد پيدا شود . [ علاج ] : [ در ] جرب و قروح گرده و مثانه مذكور شد به حسب او تدارك كنند . نوع دوم : آنكه جگر گرم شود و صفرا غالب آيد و بدان سبب بول به حدّت و بورقيت گرايد و حرقت احداث نمايد . و علامت او آن است كه بول رنگين برآيد و ريم و قشور در وى نباشد و جميع آثار حرارت پيدا بود و استعمال ادويه و اغذيهء گرم و جز آن گواهى دهد . علاج : لعاب اسبغول و بهدانه و شيرهء خرفه و كاهو و شربت خشخاش و بنفشه و بنادق به زور بارده [ و ] ماء الشعير و شيرهء تخم خيارين و مانند آن بنوشند و بيضهء نيمبرشت و روغن بادام و روغن كدو و جز آن هرچه در وى طعم غالب نبود تناول كنند . و از شور و ترش و تيز و شديد الحرارت بپرهيزند . و بدانند كه جماع ضرر تمام دارد . و در علاج اين مرض اهتمام نمايند كه چون دير ماند منجرّ مىشود به قروح مثانه و قضيب . آنجا كه ماده بسيار باشد و تعديل كفايت نكند ، تنقيه كنند به فصد و قىء و تليين به حسب حاجت . و آنچه در سوء مزاج جگر مذكور شود اختيار نمايند . و شياف ابيض با شير عورت حل كرده با روغن بادام يا گل آميخته در احليل چكانيدن ، نفع دارد . و عند شدت وجع ، اندكى از افيون و بذر البنج با ادويهء بنادق البرور و جز آن آميخته توان داد . نوع سوّم : آنكه رطوبتى كه براى تعديل بول و تغريهء مجرا در مجارى بول ملتصق است مفقود شود از شرب مدرات قويهء حاره يا به مباشرت امرى كه محلّل آن رطوبت باشد چون كثرت جماع و مانند آن . و علامت وى ، تقدم سبب است و جفاف بدن و آثار
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Urethritis ; ginorrhoea .